خواجه محمد پارسا
مقدمة 38
شرح فصوص الحكم
« . . . و اين علم ذات است بذاته ، و هر چه دروست ، و اين طايفه اين را تعيّن اول گويند » 122 « . . . » « بدان كه نزد اهل كشف ، مراد از آدم عقل اول است كه آن روح محمدى است » 123 « . . . » اين احاديث از حضرت ختمى مرتبت روايت شدهاند . از امير المؤمنين على - عليه السلام - از عالم علوى پرسش مىشود ، على - عليه السّلام - پاسخ مىدهد : « صور عارية عن المواد خالية من القوة و الاستعداد تجلى بها فأشرقت و طالعها فتلألأت و القى في هويتها مثاله و اظهر عنها أفعاله » 124 « » . درين بيان نيز تجلى نخستين خداوندى در عالم علم است و ازين تجلى است كه مظاهر ديگر ايجاد مىشود . فلاسفهء حكما مىگويند اولين صادر از حق بايد با حق سنخيّت داشته باشد كه : « لون الماء لون الاناء » و از كوزه همان برون تراود كه دروست و اين صادر عقل است از حضرت علم و غيب مطلق صادر مىشود و نمىتواند نفس يا هيولى يا صورت باشد « 125 » . و ازين عقل اول نسبت به نيازى كه به ذات احديت داشت و شوقى كه در نهادش جهت تجلى بود ، فلك اول يا نفس كلى زاده شد و از آميزش اين دو ، عقل دوم و فلك ثانى . . . تا عقل تاسع و فلك نهم و از آن عقل عاشر كه واهب الصور است و طبيعت كلى ايجاد مىشود « 126 » . . . عزيز الدين نسفى اين مطلب را چنين بيان مىكند : بدان كه اول چيزى كه خداى - تعالى - در عالم ملكوت بيافريد ، عقل اول بود كه قلم خداى است و اول چيزى كه خداى - تعالى - در عالم ملك بيافريد ، فلك اول بود كه عرش خداى است .
--> « 122 » متن ، ص 6 ، س 14 . « 123 » - متن ، ص 57 ، س 3 و ص 58 ، س 15 . « 124 » محمد سنگلجى ، همان كتاب ، ص 145 . « 125 » ابن سينا ، شفا ، « الهيات » ( تهران ، 1303 ه ق ) . « 126 » قطب الدين محمود شيرازى ، درة التاج لغرة الدباج ، « در بيان صادرات » ( چاپ مشكات ) .